ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
154
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
پادشاهى كرد [ و ] ، بپيرى رسيد ، و ملك بر وى و فرزندانش بماند ، و بيرون از يمن ملك ايشان نبود ، تا روزگارى دراز كه پادشاهى با تبع نخستين افتاد ، الحرث [ 1 ] الرائش ، و او را در كتاب سير الملوك بمطاط [ 2 ] گفتست و ذى الاسباب [ 3 ] لقب ، و در آن اوّل دو ملك بودند يكى بسبا و [ ديگر ] بحضرموت ، و مردم اندكى طاعت داشتندى ، تا رايش بيامد و بر وى ؟ جمع شد [ ند ] و تابع او گشتند ، و پادشاهى صافى شد پس او را تبع لقب ازين نهادند . ؟ ملك الحرث الرائش : مائة و خمس و عشرون سنة ؟ و الحرث ؟ بن قيس بن ؟ قليسى ؟ بن ضيفى [ 4 ] بن سبا الاصغر الحميرى ، و ميان او تا حمير [ بن ] سبا الاكبر پانزده پدر بود ، [ 5 ] و او را رايش ، از بهر آن خوانند كه غزا و تاختن او بدور جايى برسيد از يمن ، و سوى هندوان رفت ، پس باذربايگان آمد ، و آنجا با افراسياب [ 6 ] و تركان حرب كرد ، و به همه جايگاهش ظفر يافت ، و يمانيان در عهد او توانگر شدند ، و معنى رايش آنست كه بدور جائى تاختن كرد و كند و در كتاب المعارف خواندم ، كه رايش از آنجا سوى زمين حرم و مكه آمد ، و شعرى گفت اندر ذكر ملوك از بعد ، و فرزندان ( 99 - ب ) و ذكر پيغامبر ما صلى اللّه عليه و سلم ياد كردست ، در جمله بدين بيتها : و يملك بعدهم رجل عظيم * بنى لا يرخص فى الحرام يسمى احمدا يا ليت شعرى * اعمر بعد مخرجه بعام
--> [ ( 1 ) ] الحارث الرائش . حمزه [ ( 2 ) ] كذا . . . حمزه ندارد و شايد ( ملطاط ) كه يكى از حميريان بوده در سير الملوك با وى اشتباه شده ر ك حاشيه 5 و در مروج الذهب كسى كه بعد از او پادشاه شده ( شداد بن ملظاظ ) خوانده بروايتى و نيز سهيلى ويرا : بن همال بن ذى سدد بن الملطاط بن عمر بن ذى يقدم بن الصوار بن عبد شمس بن وائل شمرده و ظاهرا اين لغت مربوط به همين روايات باشد ؟ [ ( 3 ) ] اين نام هم در حمزه نيست و مسعودى او را حرث بن ذى سدد گويد [ ( 4 ) ] حمزه : بن قيس بن صيفى . [ ( 5 ) ] حمير ، الهميسع ، ايمن ، زهير ، عريب ، الغوث ، وائل ، عبد شمس ، زهير الصوار ، ذو يقدم . ذو انس ، عمرو ، الملطاط ، القليص ، سدد . الحارث الرائش ، ( قصيدة الحميريه لنشوان بن سعيد الحميرى قرن 5 ) [ ( 6 ) ] در حمزه و طبرى ذكرى از افراسياب نيست و مراد از تركان آذربايجان : خزران و احفاد آنهاست كه در عهد انوشروان در حدود آذربايجان سكني داده شدند - و اين روايت و ساير روايات تبعان و غزوات آنان همه از موضوعات يزيد بن مفرغ شاعر و ساير افسانه سرايان عرب است و اصل ندارد ، براى تكميل ر ك ( العرب قبل الاسلام - جرجى زيدان ) كه دروغ بودن اين روايات خاصه شمر برعش و برادرش را با دلايل ثابته رد كرده است .